ایلیا ایلیا ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره

زیباترین هدیه ی خدا

بازم استرس و استرس و استرس

سلام قند عسلم. از دست خودم عصبانیم. دوباره برگشتم به روزهای اول بارداریم بازم مثل اون موقع ها استرس اومده سراغم.  امروز دقیقا ٣٢هفته و ١ روزمه و این یعنی اینکه دیگه چیزی به دیدنت نمونده یعنی اینکه نصف بیشتر راهو اومدیم اما .......... خیلی اعصابم داغونه میترسم خدایی نکرده برات اتفاقی بیوفته. تورو خدا سالم بمون پسرم. از بس روزها رو شمردم خسته شدم. دلم میخواد زود شهریور بشه و تو بیای بغلم تا خیالم راخت بشه. من و بابایی خیلی دوستت داریم همه ش درباره ی تو حرف میزنیم هروقت یه چیزی از تو میگم یه لبخند قشنگ رو لب بابایی میشینه. وقتی از وزنت یا قدت میگم میگه بگو ماشاالله خدا کنه روزها زودتر  سپری بشن.  منو ببخ...
7 مرداد 1392

مسافرت شمال اولین مسافرت تو توی دلم

سلام پسر گلم. من و بابایی یه کار بد انجام دادیم و اون هم این بود که هفته ی پیش رفتیم شمال. ریسک بزرگی انجام دادیم میدونم اما خیلی دلمون میخواست. قضیه از این قراره: قرار بود ٤ شنبه هفته پیش ٢٦/٤/٩٢مامانجونت اینا(مامان بابایی) با ٤ تا عمه هات برن شمال یعنی در اصل همه برن شمال به جز ما و عمو حسین و خانمش . ما به خاطر تو نمیخواستیم بریم چون میترسیدیم خدای نکرده مشکلی پیش بیاد جاده است دیگه اطمینانی بهش نیست.  از قبل هم هروقت بحث مسافرت می شد من تاکید فراوون میکردم که تا نی نی به دنیا نیاد ما مسافرت نمیایم اما وقتی دیدم همه دارند میرند و ماهم خیلی وقت بود سفر نرفتیم دلم یه جوری شد واقعا دلم میخواست برم. بابایی ...
3 مرداد 1392

بهترین هدیه ی خدا

سلام . این ماه ٢٦ دی سالگرد عقدمونه و خدا هم بهمون هدیه داد. یه هدیه ی خاص. پنجشنبه  ٢١/١٠/٩١  بی بی چکم مثبت شد. (در عرض ٣ روز ٥ تا بی بی چک امتحان کردم. همه ش هم مثبت بود) دوشنبه ٢٥/١٠/٩١ رفتم آزمایش بارداری دادم و بتام ٨٠٠ بود. امروز ٢٦ / ١٠ / ٩١ سالگرد عقدمونه و من و همسرم یه هدیه ی مشترک داریم. البته هنوز باورم نمیشه.   اینم عکس دوتا از بی بی چکها:   ...
26 دی 1391
1